تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم

یه زانتیا اومد کنارم گفت: داری لایی میکشی؟

گفتم نه دارم واست عربی میرقصم.

 


گفت کنترل نامحسوس ام

بزن بغل شاباشتو بدم !