یادش بخیر ...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ساعت 18:32 توسط هوراد
|
گناهان یک روز او عبارت بود از:
1.سجده نماز ظهر طولانی نبود.
2.زیاد خندیدم.
3.هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد.





نـنـــــه ! هــر چی بدبختــی کشیدیــم ;
گفتی : " حکمــت خداســت "
بــیـبــین ننــه ...
نیشونـــی ایــن حکمتــو بــده بــرم در خــونش
بگــم دٍ لامصـــــــــــــب ،
مشکلــت با مـــن چیـــه آخــه ...؟!
به سلامتی بهروز که هنوز تیکه هاش بروزه



عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم