نه تو می مانی و نه اندوه ...

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۲۳ ساعت 0:4 توسط هوراد
|
حریم قدس رضا تکیه گاه من است...